• موقعيت و محدوده جغرافيايی شهرستان زاوه

       زاوه در مشرق تربت حیدریه واقع شده است که از سمت شمال به جلگه فریمان و جلگه رخ تربت حیدریه، از سمت شرق به باخرز تایباد، از سمت جنوب به شهرستان رشتخوار و از سمت غرب به شهرستان تربت حیدریه متصل است به عبارتی زاوه پل ارتباطی میان شهرستان های تربت حیدریه، رشتخوار، فریمان، تربت جام و تایباد می باشد. شهرستان زاوه دارای دو بخش بنام های مرکزی و سليمانیه می باشد. بخش سليمانیه از روی نام مبارک يکی از برادران ثامن الائمه که در فاصله 36 کيلومتری شرق مرکز  شهرستان مدفون گشته است و به شاه سلطان سليمان مشهور و معروف است اسم گذاری شده است.


    پیشینه تاریخی

    زاوه، هم اکنون نام روستایی در نزدیکی تربت حیدریه است. زاوه همچنین نام کهن شهر تربت حیدریه، احتمالاً تا پیش از قرن نهم هجری بوده است، و از آن زمان به نام قطب‌الدین حیدر به تدریج تربت قطب‌الدین حیدر و بعدها تربت حیدری نام گرفت و سرانجام، به تربت حیدریه معروف شد.زاوه همچنین نام شهرستانی در نزدیکی تربت حیدریه است. در این شهرستان روستایی به نام زاوه وجود دارد که از بزرگ ترین روستاهای این شهرستان است. تربت حيدريه با عنوان و موقعيت جغرافيايي فعلي خود سابقه تاريخي طولاني ندارد زيرا نام ديرين و قديمي آن « زاوه » بوده است. زاوه كه فعلاً يكي از روستاهاي شهرستان زاوه به شمارمي رود در گذشته ها جنبه شهريت داشته است. به نظر مي رسد كه واژگان زاو، زاوه، زو، زوه، زاوين و به همين طريق زاب، زابه و زابين، از يك خانواده باشند. زو به معني درياست، زاو يا زاب به همان معني زو گرفته شده است و به اشاره دكتر معين به استناد قول هرن، مشتق از كلمه zap ايراني است يعني عميق, به طور كلي مي توان گفت زاوه يعني آب خيز يا جلگه اي بر آب نهاده و پرآب يا بستري يادگار سفر آب كه جلگه زاوه سابقاً موسوم به شهر « زو » بوده و شهريت داشته است. مسلم است كه شهر زاوه سابقه تاريخي طولاني بايد داشته باشد زيرا طبق نوشته بلاذري زاوه جزء شهرهايي است كه در زمان خليفه سوم راشدين به دست سپاه اسلام مفتوح مي شود و طبيعي است شهري كه در صدر اسلام در شمار شهرهاي مهم خراسان بوده و توسط سپاه اعراب فتح شود بنياد آن به قبل از اسلام بر مي گردد. خليفه عثمان بن عفان در سال 30 هجري عبدالله بن عامر را به غزو بلاد خراسان فرستاد و او شهرهاي اسفراين، خواف، ... زاوه بعضي را عنواتا و  بعضي را صلحا گشود همچنين باقوت حموي، زاوه را پيش از خراب شدن توسط مغول ها چنين وصف مي نمايد:

    « زاوه بعد الواوالمفتوحه من رساتيق نيشابور، كورة من كورهامشتمل علي مأتين و عشرين قريه و قد حول من قراها الي الرخ​ و ربع الشامات و قصبتها ، لبشيك

    پيداست كه زاوه با اين تعريف در سال هاي نخستين قرن 7 از شهرهاي ربع نيشابور بوده است و مشتمل بر 220 قريه اما با ورود مغولان به خراسان اين شهر معمور و آبادان مثل تمامي شهرهاي اين سامان ويران گرديده است. مقارن با اين سنوات، قطب الدين حيدر، عارف مشهور قرن ششم كه از مدت ها پيش در شهر زاوه اقامت گزيده بود در مي گذرد. در نزهت القلوب، حمد الله مستوفي چنين مي نويسد كه:

    زاوه ولايتي است و قصبه او زاوه و در آنجا قلعه گلين محكم باشد و قريب 50 پاره ديه از توابع آن است و بعضي را آب رود است و بعضي را آب قنات . حاصلش ابريشم و غله و پنبه و انگور و ميوه فراوان است و مزار شيخ قطب الدين حيدر كه مقدم حيدريان است در آنجاست .

    طبق اين گزارش نتيجه مي گيريم كه شهر زاوه بعد از حمله مغول مجددا بازسازي شده است. از زاوه قديم ديگر در منابع تاريخي و جغرافيايي خبر چنداني نيست. زيرا كه به تدريج تربت حيدريه يا تربت حيدري يا تربت به اعتبار نام قطب الدين حيدر ترك، بر واژه اصيل و قديم زاوه غلبه مي كند و حوزه وسيع خراساني مياني يعني سرتاسر جلگه رخ، جلگه زاوه، منطقه محولات و ازغند و رشتخوار، تربت حيدريه خوانده مي شود. سابقه اين تغيير از نيمه هاي قرن نهم هجري و اوايل قرن دهم به بعد است كه جسته گريخته در كتب تاريخي به نام تربت بر مي خوريم. تا آنجا كه با طلوع دولت صفويان يعني حدود سيصد سال پس از مرگ قطب الدين حيدر، تربت حيدريه به عنوان يك سرفصل جغرافيايي در كتب تاريخ و گزارش هاي جغرافيايي رخ مي نمايد و بلامنازع و قانوني بر جاي زاوه قرار مي گيرد. بعد از حملات مغول و ويراني شهرهاي خراسان و بالطبع تربت حيدريه باز هم اين ناحيه از حملات و لشكركشي ها و ... و حتي حوادث طبيعي در امان نماند و پيوسته مورد تخريب و تجديد قرار مي گرفت. از جمله اين آسيب ها مي توان از حملات ازبك ها، حضور افغان ها و نادريان در روستاهاي زاوه – حملات تركمن ها و درگيري هاي داخلي و زلزله نام برد.  آنكه در سال هاي دهه آخر قرن دوازدهم خرابي هاي قلعه موجبات تجديد بناي آن را از سوي اسحاق خان قرائي فراهم مي كند. لازم به ذكر است كه نام قرائي آميخته با نام اين سرزمين است امير تيمور سرسلسله گوركانيان متوفي به سال 807 هـ . از تاتاران بود. اين سردار كه از آسياي مركزي برخاست، در سال هاي آخر قرن هشتم هجري و در تعقيب فتوحات خويش به خراسان رسيد. طايفه اي از ساكنان آسياي مركزي كه قراتاتار خوانده مي شدند و همراه وي به خراسان راه يافته بودند در جلگه هاي آباد و حاصلخيز خواف و زاوه متوطن شدند. قرائي ها از بازماندگان اين قوم مهاجرند. مشهورترين فرد طايفه قرائي اسحاق خان و سپس فرزند او محمد خان است. به هر حال قلعه فروريخته و از هم گسيخته تربت حيدريه به وسيله اسحاق خان از نو ايجاد مي شود و اسحاق خان به اعتبار حصار بلندي كه خود برگرد شهر برآورده است نيرو مي گيرد و همانطور كه در كتاب گنج دانش ص 399 آمده است:

    تربت حيدريه كه دهي خرد بود به حسن اهتمام وي شهري معتبر و مرجع زاوه رجال مسافر و تجار گشت. مهمانخانه او پانصد نفر را كفايت كرديد و ابواب آن به روي صادر و وارد هميشه مفتوح بودي.

    مولف مرات البلدان در مورد تركيب جمعيتي زبان و مذهب مردم تربت چنين نوشته مصاحب شمشيري معروف مي باشند. بشره سكنه اين ولايت تيره تر از بشره مردم ساير ولايات خراسان است. فرهنگ جغرافيايي ايران نيز در مورد شهرستان مورد بحث آورده است:

    (( در زمان نادر شاه افشار شش هزار خانوار از طوايف بلوچ و چهار هزار از طوايف قراتاتار و يكهزار خانوار اعراب و بعضي طوايف مختلفه به نواحي تربت كوچانده شده با طوايفي كه قبلاً در اطراف تربت سكونت داشتند مخلوط شده ليكن زبان خود را حفظ كرده به زبان هاي فارسي بلوچي – عرب – افغاني و تركي تكلم مي نمايند. مذهب سكنه اغلب قرا و قصبات تربت شيعه اثني عشري است فقط در قسمت هاي مرز افغانستان چندين آبادي اهل تسنن مي باشند. ))

    در قرن دهم هجري بعد از حمله تيموريان و بازسازي مجدد، آرامش نسبي در اين شهر برقرار گرديده و در دوران صفويه عليرغم وجود ركود نسبي در اغلب شهرهاي استان خراسان، شهر تربت‏ حيدريه به دلايل مذكور به رشد خود ادامه و اهميت آن در حد شهرهاي مهم نيشابور و سبزوار ارتقاء يافته است. در سال 1200 هجري قمري در زمان آقا محمدخان قاجار بخشي از ايلات فارس به سركردگي اسحاق خان قراي به تربت‏ حيدريه كه داراي 500 خانوار ساكن بوده منتقل و برج و باروي شهر مجددا تجديد بنا گرديده است. و به امر پدرش نجفعلي خان رئيس طايفه تاتار گرداگرد مزار قطب الدين حيدر احداث گرديد كه هنوز هم آثار اين برج و باروي مستحكم پيرامون شهر باقي مانده است.
    آثار تاريخي موجود شهر نشان مي دهد كه پيش از اقدامات اسحاق خان، محل شهر آباد بوده و به عمر هم در دوره اسحق خان اين شهر كه همواره در سر راه هندوستان قرار داشت به سرعت ترقي كرد و كوچه و بازاري به آن اضافه گرديده كتاب جغرافياي مفصل ايران كه در سال 1311 هجري به طبع رسيده درباره اين شهر مي‏ نويسد: " صد و پنجاه سال قبل اسحق خان نامي ارك و باروهايي براي شهر ساخت كه اكنون قسمتي از آن خراب شده ولي قسمت مهم بناهاي خوب شهر خارج از حصار واقع است ساكنين شهر تربت اسحق ابتدا طوايف قرائي بودند كه بعدها با بلوچ ها و يزدي هاي كه براي تجارت و صنعتگري به آنجا آمده بوده مخلوط شدند. در شصت سال قبل به واسطه قحطي جمعيت كثيري از اين شهر تلف شد كه به واسطه حاصل خيزي مجددا آباد گرديد و امروز تجارت پشم و ابريشم و نامي آن سهم است. 
    علت وجود شهر تربت‏ حيدريه، علاوه بر وجود اقتصاد كشاورزي، استقرار در مسير راه هاي مهم كاروان رو كه به شهرهاي مرزي از يك طرف و شهر مشهد و جاده معروف ابريشم از طرف ديگر منتهي مي‏ گرديدند بوده است. وجود كاروانسراهاي متعدد، بازارها و مساجد و تكايا، موجبات جذب تعداد قابل توجهي از صنعتگران، پيشه وران و بازرگانان به اين شهر گرديده. به نحوي كه اقتصاد شهر تقريبا از اوايل دوران قاجار بر عملكرد بازار و مبالدات منطقه‏ اي به عنوان نقطه شروع سير تكاملي شهر متكي گرديده است. توسعه كالبدي شهر بدوا به صورت متمركز و به تدريج به صورت شعاعي در راستاي محورهاي اصلي ورودي شهر صورت گرفته است. با توجه به استقرار شهر تربت ‏حيدريه در پهنه با خطر بالاي زلزله مخراب در سال هاي  737 هـ .ق،  1026 هـ .ق و  1302 هـ .ق  و همچنين استاده از مصالحي نظير خشت و گل و چوب در بناي ساختمان ها، شهر تربت حيدريه بارها توسط زلزله ويران و دچار آسيب موثري گرديده است. با تثبيت سلسله پهلوي در اوايل قرن اخير اولين خيابان هاي عريض شهر به صورت دو محور شمال به جنوب ) خيابان فردوسي ( محور شرق به غرب ) خيابان طالقاني ( به صورت عمود بر هم ) احداث گرديد، كه عملا بافت قديمي شهر را به قسمت هاي مجزا تقسيم و سيماي سنتي شهر را دچار تحول نمود. دگرگوني هاي فوق باعث توسعه بافت هاي طرنجي در درون بافت سنتي شهر گرديد كه با استقرار ارتش دوم در شمال غرب تربت ‏حيدريه و ايجاد كارخانه قند و تاسيسات مربوط به انبارهاي شركت نفت در دهه‏ هاي  40 30 سيماي شهر به طور كلي دگرگون و در دهه‏ هاي بعدي، با احداث خيابان هاي امام خميني، شهيد رجايي و بلوار بسيج و مهم تر از همه جاده آسيايي در شرق شهر ) بلوار امام رضا ( توسعه شهر با سرعت بيشتري ادامه پيدا كرد، به نحوي كه جمعيت شهر در كمتر از 4 دهه به حدود پنج برابر افزايش سيفته با در برگيري روستاهاي ذيل بعد از سال 1300 و الحاق آن ها به محدوده فعلي شهر تربت‏ حيدريه ) روستاي ملكي، ضياءالدين، قاسم آباد، مظفريه، حسني، منصوريه و حيدر آباد ( توسعه شهر از هسته اوليه آن يعني از محلات رباط بالا، باغ سلطاني، و قلعه كهنه در سه جهت شمال، جنوب و غرب گسترش يافته است. از محلات معروف بافت كهن شهر مي‏ توان از محلات سرطروس، قلعه كهنه، باغ سلطاني، محل نوبهار، بارزار، شيرچارسو، شادده، گذر صدر، كوچه قاضيان و محله شيب به عنوان هسته اوليه گسترش شهر نام برد.

     

    وجه تسمیه

    وجه تسمیه زاوه نامعلوم است. زاوه را به نام شهر زو نیز نامیده اند. برخی از زاوه ای ها اعتقاد دارند زاوه همان سبای بلقیس است و اعتقاد به این دارند که سلیمان بن داوود تخت ملکه را از این منطقه به سرزمین بنی اسراییل برده است. احتمال دارد دلیل این اعتقاد افسانه ای این باشد که زاوه را زوه نیز می توان خواند که آهنگی نزدیک به سبا دارد. اما در اینکه زاوه را در دوره ای شهر زو می نامیده اند تردیدی نیست. بیهقی در خصوص نام زاوه گفته است: وجه تسمیه ٔ آن به زاوه آن است که مدخل آن از سوی هر یک از شعب ها مشتمل است بر 220 قریه و بسیاری از قریه های آن به « رخ » و «ربعالشامات » تبدیل یافته و قصبه ٔ آن بیشک است. از این جا است محمدبن احمدبن مثنی بن سعید زاوهی. زاوه را در زمانی زاوه سنجان نیز می گفته اند. چنین است که حمدالله مستوفی در جایی از کتابش گفته است: از مشهد تا زاوه ٔ سنجان 15 فرسنگ است و قطب الدین حیدر در زاوه است . این شهرستان تا آبان ماه ۱۳۸۷، یکی از بخش‌های شهرستان تربت حیدریه بود که در این تاریخ به شهرستان ارتقا یافت و مرکز این شهرستان، شهر دولت آباد می‌باشد. زاوه، از شمال با شهرستان فریمان و شهرستان تربت جام، از غرب با شهرستان تربت حیدریه، از جنوب با شهرستان رشتخوار و خواف و از شرق با شهرستان تایباد و تربت جام همسایه‌ است .وسعت این شهرستان ۲۴۳۷ کیلومتر مربع و جمعیت آن در حدود ۶۷۰۰۰ نفر است. این شهرستان از دو بخش مرکزی و سلیمانیه تشکیل یافته‌است. جمعیت این شهردر سال ۱۳۸۵، برابر با ۹۰۶۴ نفر بوده است. از اثار تاریخی این شهرستان می‌توان به مسجد جامع نجف خان. اب انبار نجف خان، حمام نجف خان. اشاره کرد اماکن زیارتی شهرستان امامزاده سلطان حسین واقع در چخماق. بی بی شهربانو واقع در چخماق.


    آب و هوا

    تنوع آب و هوایی شهرستان زاوه متنوع است به نحوی که آب و هوای تابستانی آن تحت تاثیر اقلیم گرم و خشک کویری و آب و هوای زمستان آن تاثیر گرفته از سیکلون های هوای سرد است.
     

    اقتصاد

    اقتصاد شهرستان زاوه بر مبنای کشاورزی و دامپروری است. مجصولات اصلی این شهرستان زعفران و انگور است. آب این شهرستان در قدیم از قناتی به نام قنات امرآباد تامین می شده است. همچنین فرت بافی و قالیبافی پیشه اکثر زنان این شهرستان بوده است که البته امروزه کمتر نشانی از این پیشه ها در شهرستان زاوه یافت می شود. هچننین در حال حضر بیش از 25 کوره آجر پزی در شهر دولت آباد فعال می باشد که کمک شایانی به اقتصاد شهرستان کرده است.
     

     پتانسیل های حوزه گردشگری

    شهرستان زاوه با عنایت به اینکه چند سالی است به شهرستان ارتقا پیدا کرده است. لذا بسیاری از ظرفیت ها و پتانسیل های حوزه های مختلف از جمله گردشگری هنوز ناشناخته مانده است. علیرغم اینکه این شهرستان توانایی جذب گردشگر را دراین حوزه دارد. که می توان در مزار سلطان سلیمان، بند ساق بیشه، روستاهای قلعه آقاحسن ... سرمایه گذاری نمود که نیازمند اطلاع رسانی آن و دعوت از سرمایه گذاران بخش گردشگری می باشد که این امر همت تمامی ارگان ها و نهادها را جهت به ثمر رساندن طلب می کند.
     

    آثار تاریخی، فرهنگی شهرستان زاوه

    در شهرستان زاوه تعداد 14 اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی قراردارد که از شاخص آن ها می توان به مزار سطان سلیمان، مسجد نجف خان و منزل آخوند ملا عباس اشاره نمود. وهچنین علاوه بر آثار ثبت شده تعداد 11 اثرتاریخی دیگر نیز در این شهرستان شناسایی شده است، که هنوز نیازمند است بررسی و شناسایی در کل شهرستان صورت گیرد. نگهداری و حفاظت آثار تاریخی نیازمند شناخت و سعی و تلاش همگانی و فرهنگ سازی مناسب می باشد و احیاء و کاربری شایسته آن نیازمند مشارکت بخش خصوصی می باشد. ازجمله آثار تاریخی که بخش خصوصی می تواند در آن سرمایه گذاری نماید در حال حاضر آب انبار نجف خان، حمام نجف خان، منزل آخوند ملاعباس می باشد.
     

    مزارات و امازادگان

    از امامزادگان مشهور این شهرستان می توان مزار سلطان سلیمان برادر امام رضا(ع)، مزار سطان حسین، مزار سید ابراهیم را نام برد. مزار آصف برخیا و مزار پیش حسن معروف به شیخ حسن جوری نیز در این شهرستان قرار دارد. همچنین مقابر خاندان قرایی نیز در دولت آباد مرکز شهرستان می باشد.
     

    صنایع و معادن

    از مواد معدنی این شهرستان می توان منگنز، باریت، و کارخانه سیمان را نام برد که  کارخانه سیمان زاوه از بزرگ ترین کارخانه های استان خراسان رضوی می باشد. همچنین این شهرستان در مسیر جاده بین المللی بازارچه و گمرک دو غارون هم مرز با افغانستان قرار گرفته است که می تواند از این طریق نسبت به توسعه معادن و ایجاد زیر ساخت ها اقدام شود و این امر به گردشگر پذیر شدن این شهرستان از مرزهای شرقی کمک خواهد کرد.
     
     
سایر شهرستان ها
تمامی حقوق این پورتال متعلق است به اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی مجری پورتال : شرکت داده پردازی پویان ابتکار شرق